ghooran

تفسیر آیات پانزدهم و شانزدهم

سوره بقره

ادامه مطلب...

 

تفسیر آیات سیزده و چهارده سوره بقره

.

اللَّهُ یَسْتَهْزِى‏ءُ بِهِمْ وَیَمُدُّهُمْ فِى طُغْینِهِمْ یَعْمَهُونَ‏(15)

خداوند آنان را به استهزا مى‏گیرد و آنان را در طغیانشان مهلت مى‏دهد تا سرگردان شوند.

نكته ها :

كلمه «یَعمهون» از «عَمَه» مثل «عَمى» مى‏باشد، لكن «عمى» كورى ظاهرى را گویند و «عمه» كورى باطنى است. امام رضا علیه السلام در تفسیر این آیه مى‏فرماید: خداوند، اهل مكر و خدعه و استهزا نیست، لكن جزاى مكر و استهزاى آنان را مى‏دهد.  همچنان كه آنان را در طغیان و سركشى خودشان، رها مى‏كند تا سر درگم و غرق شوند. و چه سزایى سخت‏تر از قساوت قلب و تسلّط شیطان و وسوسه‏هاى او، میل به گناه و بى‏رغبتى به عبادت، همراهى و همكارى با افراد نا اهل و سرگرمى به دنیا و غفلت از حقّ كه منافقان بدان گرفتار مى‏آیند.
منافقان، دوگانه رفتار مى‏كنند و لذا با آنها نیز دو گونه برخورد مى‏شود؛ در دنیا احكام مسلمانان را دارند و در آخرت كیفر كفّار را مى‏بینند.

پیام ها :

1- كیفرهاى الهى، متناسب با گناهان است. در برابر «انّما نحن مستهزؤن»، «اللَّه یستهزئ بهم» آمده است.
2- منافقان با خدا طرفند، نه با مؤمنان. (آنها مؤمنان را مسخره مى‏كنند، ولى خدا به حمایت آمده و پاسخ مسخره‏ى آنان را خودش مى‏دهد.) «اللَّه یستهزئ بهم»
3- استهزا، اگر به عنوان پاسخ باشد مانعى ندارد. نظیر تكبّر در مقابل متكبّر. «اللَّه یستهزئ بهم»
4- از مهلت دادن وزیاده بخشى‏هاى خداوند، نباید مغرور شد. «یمدّهم فى طغیانهم»
5 - سركشى و طغیان، زمینه‏اى براى سر درگمى‏هاست. «فى طغیانهم یعمهون»

أُوْلَئِكَ الَّذِینَ اشْتَرَوُاْ الضَّلَلَةَ بِالْهُدَى فَمَا رَبِحَت تِّجرَتُهُمْ

 وَ مَا كَانُواْ مُهْتَدِینَ‏ (16)

آنان كسانى هستند كه به بهاى (از دست‏دادن) هدایت، خریدار ضلالت و گمراهى شدند.

 امّا این داد وستد، سودشان نبخشید و در شمارِ هدایت یافتگان در نیامدند. (ویا به اهداف خود راهى نیافتند.)

نكته ها :

منافقان، صاحب هدایتى نبودند كه آنرا از دست بدهند. پس شاید مراد آیه این است كه زمینه‏هاى فطرى و عوامل هدایت را از دست دادند. همچنان كه در آیات دیگر مى‏خوانیم: «اشتروا الكفر بالایمان» گروهى ایمان را با كفر معامله كردند. و یا «اشتروا الحیوة الدّنیا بالاخرة»آخرت را با زندگى دنیوى معامله نمودند. ویا «والعذاب بالمغفرة» آمرزش و عفو الهى را با قهر و عذاب او معامله نمودند. یعنى استعداد ایمان و دریافت پاداش و مغفرت را با اعمال خود از بین بردند.
عاقبت، نور الهى دود شد فطرت حق‏جوى او، نمرود شد.

پیام ها :

1- منافق، سود و زیان خود را نمى‏شناسد ولذا هدایت را با ضلالت معامله مى‏كند. «اشتروا الضلالة بالهدى»
2- انسان، آزاد و انتخاب‏گر است. چون داد و ستد، نیاز به اراده وتصمیم دارد. «اشتروا الضلالة...»
3- دنیا همچون بازار است و مردمان، معامله‏گر و مورد معامله، اعمال و انتخاب‏هاى ماست. «اشتروا... فما ربحت تجارتهم»
4- عاقبتِ مؤمن، هدایت؛ «على هدىً من ربّهم» و سرانجام منافق، انحراف است. «ما كانوا مهتدین»
5 - منافقان به اهداف خود راهى نمى‏یابند. «ما كانوا مهتدین»